تبليغاتX
یکی بود . یکی نبود
عاشقونه
مادر

 

مادر خسته نباشی

 

خسته نباشی به خاطر ایثارت

 

مادر، نمی دانی که چقدر چشمهایم برایت بی قراری می کنند

 

مادر

 

نمی دانی که لبهایم از دوری بوسه ی گونه هایت خشک شده است

 

مادر

نمی دانی چقدر دوستت دارم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 19:35 توسط اونی که بود |
یکی بود یکی نبود

 

شکایت از دلم دارم متهمه به عاشقی

 

دلی که پر کشید و رفت اما هنوز تو عاشقی

 

این دل زندونیه من مجرم بند اوله

 

چی بگم از کجا بگم فقط شکایت و گله

 

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

 

هیچکسی همدم دل تنها و بی کسم نبود

 

سفرت درد کمی نیست واسه ی دلم می دونی

 

راستی باورم نمی شه تو می ری و نمی مونی

 

ریشه بستی تو تموم لحظه های بی قراریم

 

دلت از سنگه که می خوای دلمو تنها بذاری

 

تو آخرین نگاه تو من دیگه پیدا نبودم

 

کی جای من بود تو چشات هیچ وقت اینو نفهمیدم

 

نذار که بین منو تو هر چی بوده خاطره شه

 

تو بری و من بمونم قصه ما تموم بشه

 

یه عهدی بود میون ما اما حالا یه خاطره ست

 

از تو فقط مونده برام یه خاطره همین و بس

 

خودت نگفتی که می ری اما نگات رفتنی بود

 

هر چی می گفتم که نرو بهونه هات تکراری بود

 

هر جا می رم یاد چشات تو قاب چشمای منه

 

صدات میاد اما خودت نیستی دلم پر از غمه

 

دیگه دلت که اینجا نیست یادت ولی پیش منه

 

تو نیستی و شب گریه ها دربه دری کار منه

 

نذار که دیوونه بشم نذار از عشقت بسوزم

 

بارون چشمام می باره از دوری تو هنوزم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 19:29 توسط اونی که بود |
تهاجم

 

 

 

 

من از تمامیت ارضی یک عشق سخن گفتم

 

بر فراز ویرانه های قلبم

 

ویرانه هایی حاصل از تهاجم ناگهانی چشمهایت

 

و چه کودکانه دورغ می گفتم که شهر در امن و امان است

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 19:19 توسط اونی که بود |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Template Blog

THEME BLOG